باران پاییزی مامانی و باباییباران پاییزی مامانی و بابایی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

شیرین ترین شیرین

وجودتون برام دنیا دنیا می ارزه

1392/2/7 19:31
نویسنده : سودابه
246 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گلکم امیدوارم خوب خوب باشی...آخه بابایی خوب نیس عزیزم عصر زنگ زدم گفت که هنوز تب داره وخواست تا براش سوپ بذارم ...منم بعد باشگاه رفتم بازار و یه کم خرید و الان هم سوپ رو گازه تا بابایی گل بیاد و نوش جون کنه و زود زود خوب شه.

اینجور که بوش میاد بابایی امشب رو هم قراره تو قرنطینه به سر ببره...

دلم براش تنگ میشه خیلی زیاد وقتی تو خونه هست و کنارمون نیس... 

عشق مامان میخوام بدونی که شما و بابا علیرضا عزیز دلمین و خیلی دوستتون دارم..

(بعد از 10 دقیقه)بابایی اومده بود عشقم برات آبمیوه هم خرید اول واسه خودش ریختم و نوش کرد بعدش هم واسه شما..الان هم اون اتاق درارزیده...

برم پیشش وگرنه گله میکننه. 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامان کوچولو
7 اردیبهشت 92 21:47
لینکت کردم گلم


مرسی عزیزم

نیلوفر
7 اردیبهشت 92 22:49
سودابه جون مرسی که اومدی. لینکت کردم گلم


تو هم مرسی از اینکه به ما افتخار دادی

خاله ونوشه
8 اردیبهشت 92 13:09
پس کی خوب میشی بابایی فسقلی ؟
اب نبات مامانی و بابای
8 اردیبهشت 92 17:57
اااااااااا وا!!!!!!!!!این بابای هنوز خوب نشد ان شالله به زودی زود حالش خوب شه..ببخشیدا من یه کم نه بیشتر شکمو تشریف دارم هوس اش سوپ کردم دارم میرم برای امشب درست کنم ..من رفتممممممممممممممممممممم



نوش جونتون عریرم