برای همسرم
مـَــردِ من
من نمیفهمم چرا هیچ کس نمی نویسد از " مردهــا "
از چشمها و شــانهها و دستهایشــان
از آغوششان
از عطر تنشـان،
از صدایشــان
از دلگرمی هایشان ...
پررو میشوند؟
خب بشوند ...
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفتهایم ؟
مگر ما به اتکــاء همین دستها
همین نگاهها
همین آغوشهـا، در بزنگاههای زندگی
سرِپا نماندهایم؟...
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم
من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند
من میخواهم
همـــه بدانند " مَــــــرد ِ من " بی همتــاست
من می خواهم
مَردَم بداند دوستش دارم ...
ای کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های شیرین با تو بودن را
اینقدر طولانی میکردم که برای بی تو بودن وقتی نمیماند
روزت مبارک همسر مهربانم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برای همسرم
