بیست و دو هفتگیت مبارک عسلم
سلام ناز گلکم
چه میکنی تو شکمم که یه لحظه آروم نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
بعضی وقتا همچین لگدی میزنی که مجبور میشم دعوات کنم
آخه خیلی دردم میگیره..
تو هم انگار میشنوی من چی میگم یه چند دقیقه ای آروم میشی مامانی فدات شه...![]()
راستی حال مامان بزرگ بابای دوباره بد شد و مامان بزرگ رفت رشت و من هم یه پا اینجا و یه پا خونه مامان بزرگم
چون عمو غلامرضا و آرش امتحان دارن
و من میرم براشون غذا آماده میکنم...gif)
احتمالا بابایی هم فردا میره رشت
و من و شما تنها میمونم
البته ما هم میریم خونه عزیز مامانی .اگه بدونی امیر مهدی چقدر خوشحال میشه؟؟؟؟!!!![]()
همیشه ازم میپرسه ::عمه نی نی شما پس کی میاد؟؟![]()
منم میگم 20 تا خوابیدیم و پاشدیم عمه فدا اونم قانع میشه..![]()
عزیزکم دیروز بیست دو هفتگیت رو هم پشت سر گذاشتی..22 هفته ست که تو وجودمی و یه زندگی دوباره بهم دادی..22 هفته ست که دیگه زندگی برام یه معنای دیگه داره..22 هفته ست که شبا با یاد تو میخوابم و صبح با یه امید تازه پامیشم..![]()
فردا عصر احتمالا میریم برات سرویس خواب ببینیم.. ![]()


بیست و دو هفتگیت مبارک عسلم
