با یاد خدا
سلام عزیز دل مامان سلام گل دخترم
سلام عزیز دل مامان سلام گل دخترم![]()
مامانی یه عذرخواهی بهت بدهکاره آخه دیشب حسابی خستت کردم![]()
دیروز بعد از ظهر خاله غزاله اومد اینجا با هم آماده شدیم واسه عروسی..![]()
![]()
چشمت روز بد نبینه مردم عروسی دارن ما خونمون میشه بازار شام..وسایل آرایش یه طرف لباسا یه طرف اصلا یه وضعی که بیا و ببین!!!![]()
ساعت 8.5 هم عمو علی(همسری خاله غزله)وبابایی اومدن آماده شدن و خاله سونیا و همسرش(دوستم) اومدن دنبالمون و رفتیم عروسی...![]()
بعد از رفتنمون عروس و دوماد هم اومدن
از وقتی رفتتیم تا بیایم من و شما به اتفاق دوستام ترکوندیم..
خیلی خوش گذشت
جای همه خالی...
حالا از دوستان موندن خاله ونوشه و خاله مریم ....![]()
ساعت 2 اومدیم خونه دوش گرفتم
و لالا کردیم..
تو گل دخترم هم اونقدر خوب بودی که دیگه جای حرف نیست اما من بد دیشب خستت کردم.ببخش عزیزم..![]()
راستی امروز صبح بابایی خبر داد که ما صد در صد باید از این خونه بریم وغروب میریم واسه بستن قرارداد اون خونه ای که دیدیم..حالا تو پست بعدی هم عکسای خونه رو میذارم هم عکسای عروسی رو (اگه شد!!!!!!!! )
امروز تولد دایی میلاد
و سالگرد عقد فاطمه جون و دایی حسنه ![]()
به هر 3تاشون تبریک میگم با یه عالمه آرزوهای قشنگ..
![]()
الان هم دراز کشیدم
تا از خجالت دیشبت در بیام و بهت استراحت بدم عزیز دل مامان و بابا... ![]()


با یاد خدا
