با یاد خدا
سلام عزیز دل مامان سلام گل دخترم سلام عزیز دل مامان سلام گل دخترم مامانی یه عذرخواهی بهت بدهکاره آخه دیشب حسابی خستت کردم دیروز بعد از ظهر خاله غزاله اومد اینجا با هم آماده شدیم واسه عروسی.. چشمت روز بد نبینه مردم عروسی دارن ما خونمون میشه بازار شام..وسایل آرایش یه طرف لباسا یه طرف اصلا یه وضعی که بیا و ببین!!! ساعت 8.5 هم عمو علی(همسری خاله غزله)وبابایی اومدن آماده شدن و خاله سونیا و همسرش(دوستم) اومدن دنبالمون و رفتیم عروسی... بعد از رفتنمون عروس و دوماد هم اومدن از وقتی رفتتیم تا بیایم من و شما به اتفاق دوستام ترکوندیم.. خیلی خوش گذشت جای همه خالی... حالا از دوستان موندن خاله ونوشه و خاله مریم .... سا...
نویسنده :
سودابه
16:16






